افطاری در مسیر فومن ماسوله(ماکلوان)

گاهى براىِ روزهاىِ تلخِ بى حوصلگى
یک لبخندِ حقیقی
بوىِ خوشِ یک پیراهن
و یا شنیدن یک "دوستت دارمِ" ساده
یک جورِ خوبى
حالِ آدم را عوض مى کند
و اینطور آدم مى فهمد
لذّت دنیا
داشتنِ کسى ست
که دوست داشتن را بلد است
به همین سادگى ..!

سلام به همه ی دوستان خوب
سلام به پسر ناز من
امیدوارم خوب خوب باشی و دلت شادو لبت خندون باشه
همون طورکه میدونی ماه رمضونه و بیشتر مردم توی این گرمای داغ تابستون
روزه دارن؛یکی هم مثل بابا که خدابراش قبول کنه همه ی روزه هاشو گرفته
شماهم که همه ی سحرها مارو همراهی کردی و بیدارشدی .امروز جمعه 16 ماه مبارک
رمضان تا لنگ ظهرخوابیدیم آخه تاسحربیدارمیمونیم بعدمن به کارهام رسیدم و غذا درست
کردم بابا گفت بریم موزه میراث فرهنگی اما گفتم خیلی گرمه؛بعد تصمیم گرفتیم بریم ماسوله
خیلی وقت بود دلم میخواست بریم ساعت حدود6 رفتیم ومن افطاری هم باخودم بردم تا
خود ماسوله نرفتیم ولی چه هوایی بود ،چه مسیر قشنگی؛توی راه نون هم گرفتیم برگشتیم
اومدیم ماکلوان یه پارک قشنگ و کوچیکی بود اونجا افطارکردیم کلی به ماخوش گذشت
البته پشه هم زیاد بودمارو کباب کرد،ساعت ده شب رسیدیم خونه.
به من که خیلی خوش گذشت،به شما چطور؟؟؟
ادامه مطلب عکس هارو ازدست نده














یادت نره
دوستت داررررررررررم




افطاری در مسیر فومن ماسوله(ماکلوان) 


